- داریم به سمت مشهد می رویم . راحیل به نقل از معلمش می گوید : خوب است هر کس مثل رهبر انقلاب برای سال جدید اسمی انتخاب کند و بر اساس آن برنامه های سال خودش را تنظیم کند. بعد خودش اضافه می کند: من می خواهم سال جدید نمازهایم را در اول وقت بخوانم. زهرا کوچولوی من هم می گوید: من هم می خواهم نماز صبح بخوانم ! خیلی خوشحال می شوم از این حرفها. من و مریم هم چیزهایی می گوییم !

- حدود ده دوازده تا نوار برای این سفر ۳۰۰۰ کیلومتری برداشته ایم . هر کدام سه چهارتا. از میان نوارهای سالهای پیشم «مهربانی» را با تاکید خاصی انتخاب کرده ام : شعرهای محمد رضا عبدالملکیان با صدای خسرو شکیبایی. نوار شعرهای مولوی و نیما یوشیج با صدای احمد شاملو را هم بر داشته ام برای شعرهایش نه صدای شاملو . باز هم اعصابم به هم ریخت از این همه اشتباهات فاحش شاملو در خواندن شعرهای مولانا. همین آقا با همین توان در خواندن ساده یک غزل ٬ برای فردوسی هم خط و نشان می کشید! سر یکی از اشتباهاتش با مریم بحثم می شود. سر آخر به دکتر  محمد رضا ترکی متوسل می شویم . خدا را شکر که شماره دو سه تا از شاعران خوب را در گوشیهایمان داریم و گرنه در وسط بیابان دادگاه  خانواده را چگونه باید پیدا می کردیم!

- شب کویر چه نواری می چسبد؟ بله دقیقا. شاید بهترین نوار محمد رضا شجریان باشد این «شب ٬ سکوت ٬ کویر» بخصوص که در جاده های  استان  خراسان هم آن را بشنوی !

-وارد مشهد که می شوی صبح است دیگر . در آستانه شهر گروه گروه خراسانیها را می بینی که با پای پیاده خودشان را برای عزای امام مهربان می رسانند. در خود مشهد که دیگر عاشوراست . من مشهد را هیچ گاه این گونه عزادار و دیگر گون ندیده بودم حتی در روز عاشورا. قبل از اینکه چشمت به گنبد و بارگاه آقا بیفتد همین دسته های زنجیرزن برهنه پا کافی است تا حسابی هوای چشمانت را بارانی کنند. راهی برای رفتن به سمت فلکه آب نیست  اما خود آقا دستمان را می گیرد و می برد: السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی الامام التقی النقی ...

- کانونسرا یعنی محل پذیرایی از کارمندان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مثل همیشه محل اسکان ماست . باز هم آقای جانسوز و آقای کلیدری و کادر خوبی که با هر بار مشهد رفتن ما و با استقبال خوبشان باعث می شوند آقای چینی فروشان را بابت این ابتکارش دعا کنیم .

                 

- چیزی به زمان تحویل سال نمانده است .با اینکه هوا بسیار بسیار سرد است اما صحنهای حرم آقا جای سوزن انداختن نیست . شدت سرما به حدی است که بسیاری از مردم به جای اینکه روی فرشها بنشینند به زیر فرشها رفته اند! نگران زهرا و راحیلم  اما آنها سر حالتر  و مشتاقتر از منند. آقای نقویان بسیار زیبا سخن می گوید . برنامه ها متنوع است و همه کس را راضی می کند. دعای توسل در این شب که اتفاقا شب چهارشنبه است هم جزو آخرین برنامه هاست .سرود دسته جمعی خادمان بلند می شود:یا مقلب القلوب و الابصار٬ یا مدبر اللیل و...

- سال که تحویل می شود هر کسی بغل دستیهایش را می بوسد. بازار گرم ماچ و بوسه در حرم آقا آن هم در این شب سرد هم از آن اتفاقات است ها ! با اینکه این تابلو هر سال برایم تکرار می شود اما باز هم برایم جالب است . و البته شکلات و شیرینی بعدش که ناگهان از کیفهای خانمها و جیبهای آقایان در می آید هم همچنین !

- حالا بهترین وقت دعا کردن برای دوستان است . پیش از همه رهبر عزیز انقلاب ٬ دکتر احمدی نژاد٬ حاج آقا مجتبی تهرانی ٬ استاد و راهنمای بزرگ زندگیم صفار هرندی٬ پدر و مادر و خواهران و برادرانم و همکاران و همسایگان خوب . بله بله تمامی دوستان خوب اینترنتی را هم در نظر می آورم و برایشان سلامت و سعادت و توفیقات کامل مادی و معنوی می خواهم . ظاهرا یادم می رود که برای خودم دعا کنم !

- صدای استوار و پر طنین رهبر معظم انقلاب که از بلندگوهای حرم پخش می شود به کنجکاویها پایان می دهد: امسال سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی است .مرحبا به این هوشیاری و کیاست .

- شدت جمعیت به حدی است که بیرون آمدن از صحن جامع رضوی تا لب خیابان خسروی چیزی حدود ۴۰ دقیقه طول می کشد! بعد می گویند امام رضا «ع» غریب است ! تصمیم گرفته ام اولین ختم قرآن سال جدیدم را به روح مطهر غریب مدینه امام حسن مجتبی«ع» تقدیم کنم . به محض اینکه به کانونسرا می رسیم شروع می کنم .

                                                                                                                  ادامه دارد!

 

 

 

دوشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۸٦ساعت ٩:٤۱ ‎ب.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()
تگ ها: